عشق محال....
جهانم رو بنا کن به وسعتِ نگاهت
به هر راهی که میری نشستم سرِ راهت
بهت گفتم محاله دیگه عاشق نمیشم
بری مردن از عشقت میشه کارِ همیشم
نزار دلم بگیره ، نزار بدتر شه حالم
بزار راحت شه از تو دیگه خواب و خیالم
واسه وقتیکه اشکی نشسته روی گونه م
نمیخوام که جداشه سرت از روی شونم
تو به دادم رسیدی توو وقتِ ناامیدی
توو قلبم خونه کردی منو از غم بریدی
دیگه حتی نمیشه بدونت زندگی کرد
اگه از من جدا شی میمیره قلبِ این مرد
به چشمای تو گیره نگاهه هر دمِ من
پر از عشقِ محالِ سکوتِ درهمِ من
بهم انگیزه میدی برای دل سپردن
تمامِ این دقایق منو سمتِ تو بردن
تو که درمونِ دردی تو که میراثِ نوری
تو پرانگیزه کردی منو با عشق چجوری
تو یه آرامشی که کم از رویا نداره
خدا حتی شبیهت توی دنیا نداره
ترانه'>ترانه سرا..... حمید شیخی
خریدوسفارش ترانه-ترانه سراحمیدشیخی...
ما را در سایت خریدوسفارش ترانه-ترانه سراحمیدشیخی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 1:47